X
تبلیغات
رایتل

من یک علت تامه هستم . متاسفم

چهارشنبه 8 آبان‌ماه سال 1392 ساعت 05:26 ب.ظ

پوریا جان :


کمیسیون ایمنی راه‌های کشور مقصران تصادف دو اتوبوس مسافربری در جاده قم را - که 44نفر کشته و 47نفر زخمی داشت - اعلام کرد:
در این گزارش درخصوص «علت تامه» تصادف آمده است: عدم توانایی در کنترل وسیله نقلیه از جانب راننده اتوبوس شماره یک به‌علت بروز نقص فنی (دو پوسته‌شدن و ترکیدن لاستیک) که منجر به تغییر مسیر و تجاوز کامل به چپ شده و در ضمن در این تصادف ایجاد حریق در هر دو اتوبوس پس از برخورد و همچنین با...زنشدن درهای اتوبوس‌ها و نیز عدم امکان خروج اضطراری آسان، باعث افزایش تلفات و مجروحان شده است.

نظر کارشناسی دهخدا چیست؟

لغتنامه دهخدا می‌گوید: علت تامه یعنی «سبب کامل. امری که خود مستقلا وجود چیزی را ایجاب کند.»
اول پاراگراف می‌گوید علت تامه مرگ 44نفر، عدم توانایی وسیله نقلیه توسط راننده اتوبوس است. اما آخر پاراگراف می‌گوید آتش‌گرفتن در هر دو اتوبوس و بازنشدن درها و عدم امکان خروج اضطراری «باعث افزایش تلفات و مجروحان» است.

مقصر راننده بدبخت است
پس ما فهمیدیم مقصر راننده است. در همه جای دنیا اینطوری است که اگر دو ماشین به هم بخورند اول از تو آتش می‌گیرند و تبدیل به مایکروفر می‌شوند سپس درهایشان باز نمی‌شود تا مسافران ابتدا تبدیل به سوختگان سپس پشت‌درماندگان شوند.

نظر کارشناسی شاعر چیست؟
پس متوجه شدیم به قول شاعر: خام بودم، پخته شدم، سوختم.
یعنی شهروند ایرانی بودم کار خاصی هم نمی‌کردم و خام بودم. سوار ماشین شدیم برویم مسافرت زیرا که بسیار سفر باید تا پخته شود خامی. اما تصادف شد.
البته «علت‌تامه» تصادف راننده بود. اما ما خودبه‌خود سوختیم تا مردمی پخته شویم که جا دارد همین‌جا از مسوولان مربوطه، خودروسازان زاقارت داخلی، واردکنندگان بنجل‌های خارجی و باقی آقازادگان تشکر کنم.
در نهایت هم با توجه به درایت‌های مسوولان مربوطه، دلسوزی خودروسازان زاقارت داخلی، تلاش بی‌وقفه واردکنندگان بنجل‌های خارجی و انسان‌دوستی باقی آقازادگان طبق فرموده شاعر، ما خام بودیم، پخته شدیم، سوختیم.

نظر مسوولان چیست؟
کمیسیون ایمنی راه‌های کشور اما برای جلوگیری از فاجعه، پیشنهاد داد. اما چه پیشنهادی:
«وزارت راه و شهرسازی نسبت به بازنگری در سرعت مجاز اتوبوس‌ها در آزادراه‌های کشور اقدام کند.»

پیشنهاد ما چیست؟
با توجه به اینکه کمیسیون ایمنی نظر داده است که راننده‌ها یواش بروند، ما پیشنهاد می‌کنیم برای جلوگیری از فجایع دیگر:

- با توجه به آتش‌گرفتن سرخود خودروها، به‌ازای هر صندلی، یک گالن آب برای خاموش‌کردن خود و اطرافیان تعبیه شود.
- در هر وسیله نقلیه به‌ازای هر مسافر از یک آتش‌نشان با تجهیزات کامل استفاده شود.

- با توجه به اینکه بعد از تصادف درها باز نمی‌شود، راننده حق ندارد از اول درها را ببندد.
- باز و بستن پنجره به انتخاب مسافر است اما مسوولیتش را هم باید به‌عهده بگیرد.

- با توجه به «دو پوست‌شدن و ترکیدن لاستیک» مسافران موظف هستند لاستیک همراه داشته باشند.
- کودکان حتما باید لاستیک شده باشند.

- عجیب است که شهروندان قدرنشناس هستند. چون اگر یادشان باشد توپ پلاستیکی را دو لایه می‌کردند. اما امروزه که ما تلاش می‌کنیم با «دوپوست‌کردن» لاستیک خودروها خاطرات خوش کودکی را برای آنان زنده کنیم، به ما اعتراض می‌کنند. قدرنشناس‌ها.

نظر نهایی:
در ایران با سرعت 120کیلومتر در ساعت در آزادراه‌ها، سالانه بین 25 تا 27‌هزار کشته و در آلمان که محدودیت سرعت ندارد چهارهزارنفر در سال است.
پس نتیجه می‌گیریم با همت مسوولان، اگر در ایران سرعت مجاز به صفر میل کند همه‌چیز حل است.

تقدیر و تشکر:
به این‌وسیله از مسببان امر یعنی مسوولان مربوطه، خودروسازان زاقارت داخلی، واردکنندگان بنجل‌های خارجی و باقی آقازادگان تقدیر و تشکر می‌کنیم.

تنبیه و تذکر:
و با همین وسیله به «علل تامه» یعنی رانندگان که پشت ماشین می‌نشینند و علت تامه می‌شوند، مسافران که مسافرت می‌روند و علت تامه ترافیک می‌شوند، شهروندان که شهر می‌نوردند و علت تامه شهرآشوب می‌شوند، آدم‌ها که نفس می‌کشند و علت تامه بقا می‌شوند، تذکر شفاهی داده و برای تنبیه آنان را به همین مسوولان مربوطه، خودروسازان زاقارت داخلی، واردکنندگان بنجل‌های خارجی و باقی آقازادگان واگذار می‌کنیم.

عذرخواهی:
صاحب این قلم متاسفانه کاری از دستش برنمی‌آید جز قلم‌فرسایی. کاش عذرخواهی من برای آسیب‌دیدگان و جانباختگان و مالباختگان و جوانان ناکام و کودکان بی‌کام و پیرهای تلخ‌کام کافی بود تا تک‌تک ازشان عذر بخواهم و بگویم متاسفم که من نمی‌توانم جبران مالی و معنوی آسیب‌های شما را بکنم. متاسفم که نمی‌توانم جلوی تولید و واردات خودرو بنجل و بلندشدن هواپیمای مستعمل و فرسودن قطارهای مستهلک و ‌هزارویک آسیب بی‌هوای دیگر را موجب شوم که از زمین و آسمان می‌بارد. ببخشید که من مسوول نیستم. من فقط «علت تامه» هستم. علت تامه یعنی شاهد عینی تتمه کرامت انسانی که باید به‌علت امیدآوری شما طنز بنویسد چراکه به چرک می‌نشیند خنده به نوار زخم‌بندی‌اش اگر ببندی. من دیگر شهروند نیستم، یک علت تامه هستم. متاسفم.


دیدگاه‌ها (4)
شنبه 11 آبان‌ماه سال 1392 ساعت 02:35 ب.ظ
علت تامه محترم! معلولت که مفعول تمامی امور هست شاید در جایی دیگر می داند تامتر از علت! حتما چیز! دیگری هست
امتیاز: 1 0
یکشنبه 12 آبان‌ماه سال 1392 ساعت 01:01 ب.ظ
از علت بودن به خودم لرزیدم پری جان.
امتیاز: 1 0
یکشنبه 12 آبان‌ماه سال 1392 ساعت 03:49 ب.ظ
parye ghashangam
parye mehrabanam
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 23 آبان‌ماه سال 1392 ساعت 09:18 ب.ظ
ایشششششششششششششششششششششش
امتیاز: 0 0

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد